زيکورات

۱۶ ژانويه
نویسنده : زیکی - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٦
 

يه حسی ميگه ميشه يکی ميگه نميشه!

يه روز يه قدم به جلو؛ يه روز ثابت؛شايدم به عقب!

همه چی به پشتکار بستگی داره و اراده و انگيزه.

ميگه خسته شده؛باباش نميتونه ديگه ساپورتش کنه؛خودشم روش نميشه فشار بياره به خانواده اش بيشتر از اين؛همينجوريشم يه سال اضافه مونده؛ اما جلو ميره و فوق ليسانس رو شروع ميکنه؛کسی که به نظر ميرسيد حتی اسم دانشجو براش زياده! حالا داره فوق ميخونه ؛هر وقت ميبينمش تحسينش ميکنم ؛سراسر شوق و اشتياقه؛جزوه و کتاب ميگيره؛از درسهاش ميگه د... امروز ميگفت احساس ميکنه تو فوق داره چيز ياد ميگيره؛واسه همين دل به درس ميبنده.

نميدونه اما از پشتکارش خوشم ميادو از اعتماد به نفسش.

وجود هر انسان يه دنيای متفاوته؛از ظاهر هيچی معلوم نيست؛مثل يه کتاب ميمونه با جلد سفيد يه جايی بين صد تا کتاب؛ تا بازش نکنی و نخونی نميفهمی چی توشه؛ اجازه گرفتن برای باز کردنش خيلی سخت نيست.

هر کسی راه خودشو داره

فقط شايد چند ايستگاه کنار دستمون بشينه

تو همين چند تا ايستگاه

کتابشو بخون.

 


 
 
۷ ژانويه
نویسنده : زیکی - ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٦
 

از ايده های معمارانه همين بس که آنچه که طرح ميدهی قابل ديدن باشد برای عامه و قابل اجرا باشد از نظر ساختار و قابل درک باشد برای زندگی؛ و اين قابليت درک داشتن برای زندگی خود به رفتار شناسی جامعه؛آسيبها و فرهنگها باز ميگردد.

هر جامعه...

اينجا بود که خميازه استاد...

يه دوره تحقيقاتی هست به نام آسيب شناسی معماری در خاورميانه با زير مجموعه جنگ و اثرات آن؛سوپروايزرم پيشنهاد داد؛ دانشگاهش تو اسرائيله!!! اميدی نيست...

اين روزا خيلی خيارم...

 


 
 
۴ ژانويه
نویسنده : زیکی - ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ دی ۱۳۸٦
 

مورچه داره می بافه 

 با نخ زرد و یشمی

 برای دوستِ خوبش 

 یه شالِ گرمِ پشمی 

 ریخته کنارِ دستش 

 صد تا کلافِ کاموا 

 مورچه می گه: «خدایا! 

 تموم می شه تا فردا؟» 

 زرافه دوستِ مورچه 

 فردا می شه سه سالش 

 هر چی براش می بافه 

                           تموم نمی شه شالش                           

                                                                                   شادی بيضائی


 
 
۳۱ دسامبر
نویسنده : زیکی - ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٦
 

A technically perfect work can be aesthetically inexpressive but there does not exist; either in the past or present, a work of architecture which is accepted and recognized as excellent from aesthetic point of view which is not also excellent from technical point of view. Good engineering seems to be a necessary thought not sufficient condition for good architecture.

                                                                                         Pier luigi nervi

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته....

دارم يه پروژه کار ميکنم که همينجوری خوشم اومد از اين نوشته بالا؛ ضميمه اش کردم صفحه اول دادم استاده يه نگاه بندازه ببينه کم و کسری داره يا نه؛ بعد کلی زر و زور که خرج جينگولکی شدن پروژه کردم ؛گير داده که اينا که نوشتی يعنی چه؟؟!! پروژه نازنين آفتاب مهتاب نديده رو همچين صفحه اولش رو با خودکار صورتی (منم حساس به رنگ صورتی!) آباد کرده که ديگه نميتونم نگاهش کنم.

من اين پروژه های آخریم رو واقعا مثل بچه هام دوست دارم بس که دارم روشون کار ميکنم شب و روزززززززز.

تعطيلات هم به سر امدو ما همچنان در خم کوچه ی (ايکن سوت ميزنه) ويلانيم.

 امشب سال نو ميشه؛ از الان دارن تو کوچه بوق و شیپور ميزنن خدا نگه دارد اين مملکت رو که امشب تا صبحش را در خيابان به رقص و پايکوبی خواهيم بود .همچنان که کرم در قابلمه ماکارونی...