زيکورات

19 جولای
نویسنده : زیکی - ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٧
 

هوای دلم تنگ شده

 خانه ام خالی شده

هر روز

یادآوری" رفتن " 

باعث دلتنگی میشه

 

شاید چیزی رو جا بذارم

شاید خودم رو جا بذارم

هیچوقت نمیخواستم برگردم

نمیخوام برگردم

شاید فقط خسته ام

 

تک تک روزهای غربتم رو اندازه زدم

ثانیه های شمردنی رو فراموش کردم

تا یاد بگیرم

که بمانم

و

من

ماندنی بودم

 

اما

انگار

هر آمدنی

رفتنی داره

 

خوشحال نیستم

شاید غمگین هم نه

اما دلتنگم

دلتنگه گذشته

 

کاش میشد از اول شروع کرد

بد جور به آخر خط رسیدم

زود به آخرش رسیدم

 

روزی که اومدم

قول دادم که برگردم

حالا زن و قولش

آره

"زن" و قولش

 


 
 
2 جولای
نویسنده : زیکی - ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٧
 

١-روز دفاعیه جات:

خیلی سخت نبود یعنی اصلا سخت نبود

من همیشه درس جواب دادن شفاهیم بهتر از کتبی بوده چون راحت میتونم از قیافه طرف مقابلم بفهمم که حرفهام راضی اش کرده یا نه و اگه راضی نشده میتونم انقدر براش توضیح بدم که یا راضی بشه یا خسته.

  دیگه کم مونده بود رو زمین بشینن بس که من داشتم دفاع میکردم...

 

این هم یه منظره کلی از بکراند استادها

 

٢-موزه پابلو پیکاسو جات

برای دیدین خونه پیکاسو که به موزه تبدیل شده باید رفت جنوب اسپانیا شهر مالاگا 

 درست تو مرکز شهر و کنار یه کلیسای قدیمی.

 

 

اصولا تو هیچ موزه ایی اجازه عکاسی وجود نداره. این نوشته ها دقیقا جلوی ورودی هستند. از اون به بعد دوربین ممنوع بود.

موزه شامل نقاشی ها  عکسها   مجسمه ها  و اتاق نمایش فیلمی مستند از زندگی پیکاسو بود

سبک این نقاش زمانی شناخته شد که او در سالهای پایان زندگی اش بود.

این دیوار موزه هست از بیرون... معروفه که خود پیکاسو یه طرح از این دیوار زده اما اینکه کجا نگهداری میشه رو نمیدونم. شایدم جزوه همون نقاشی هایی از پیکاسو هست که تو زیر زمین موزه ایی تو تهران نگهداری میشه.

 

٣- جشن فارغ التحصیلی جات

 

من... پس از تنفیض به مقام مهندسی

خود تحویلیخنده

 

۴-بازی جات

در پست بعدی

 همینش  هم از من بعید بود این همه مطلب تو یه پست!