زيکورات

 
نویسنده : زیکی - ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٤
 

دلم واسه يه خونه ۵۰ متری؛تو يه بلوک ۴۵ واحدی؛کنار يه خيابون شلوغ تنگ شده.
دلم هوای اون مبل سبز مخملی قديمی رو کرده که هر وقت روش ميشینم جر و جر صدا ميده.
دلم لک زده واسه اون اشپزخونه کوچولو که يه بار نشد توش درست و حسابی اشپزی کنم.
دلم پر میزنه برم تو اون اطاق خواب که فقط يه تخت يه نفره توش جا ميشه.

اخه غربت لعنتی....دام برات تنگ شده.