زيکورات

24 مارچ
نویسنده : زیکی - ساعت ٥:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸
 

1-سبزه عدسی هایم  را با افتخار به سفر بردم و به هر قیافه متعجب که مرا یک سوپ خوری به دست با مقداری علف! میدید؛ با نگاهی از سر معنی میفهماندم که تو نمیدانی این چیست و اگر خیلی فضولی بپرس چیست تا من بیست دقیقه تمام برایت آیین نوروز را با آب و تاب تشریح کنم.

عدسی هایم مرا حسابی شرمنده کردند و سبز و پر بار آبروی مرا خریدند؛ مادرم به من و حس بازجویندگی روزگار وصل خویش من افتخار کرد .

  

 

 

 

2- ما چهار سین کم داشتیم... 

 

 

3-این هفت سین کامل یک خانوم ایتالیایه، فرانکا بیشتر از سی سال است که با مجی ازدواج کرده ؛ کوکو سبزی و سبزی پلو با ماهی اش حرف ندارد؛ میگوید سنجد هایش کمی کمتر از هشت سال سن دارند و انها را از آخرین سفرش به ایران آورده؛گربه هایش سبزه هایش را جویده اند و فقط آب از تنگ ماهی میخورند؛ گربه هایش گیاه خوارند...