زيکورات

 
نویسنده : زیکی - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳۸٤
 

ما(من و خودم)از خوشحالی در پوستمان نمی گنجيم که طی ۲ پست گذشته ۱۵ کامنت نگاشته شده است  يکی ما را بگنجاند لطفا.

ای که کامنتيدی،دستت درست.

اين سياوش(قميشی سابق)،ما خاطر خواهشيم اساسی،اصلا نمی خواهيم خم به ابروش بياد،خيلی کار درسته،واسه ضبط يکی از اهنگهاش از لس انجلس کوبيده رفته شمال کاليفرنيا ،چرا؟ فقط چون ميکروفون استوديوی کاليفرنيا بهتره.(اخه بشر تو چقدر نازی)

ما(ايضا من و خودم)همچين تو کف البوم جديدشيم که ديگه دوش گرفتنمون حتميه!!

امروز طی يک اقدام جانفرسای انحطاری از دانشگاه برای سيستم اينترنت بی سيم user name & password گرفتم که در اولين فرصت ارادتم رو با له کردن قانون copy right نشون بدم.شرمنده اقا سيا ،اينجا البوم هات تو يه قفسه با البومهای bonjovi ابشون تو يه جوب نمی ره!!!!

اين شعر،عجيب قشنگه.

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب هم‎صدایی‎ها پلیس ضد شورش نیست
نه بمب هسته‎ای داره نه بمب‎افکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچه‎ای پاشو روی مین جا نمیذاره
همه آزاد آزادن همه بی‎درد بی‎دردن
تو روزنامه نمی‎خونی نهنگ‎ها خودکشی کردن
جهانی‎رو تصور کن بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و تابوت
جهانی‎رو تصور کن پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی
تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه
تصور کن جهانی‎رو که توش زندان یه افسانه است
تمام جنگهای دنیا شدن مشمول آتش‎بس
کسی آقای عالم نیست برابر با همن مردم
دیگه سهم هر انسان تن هر دونه گندم
بدون مرز و محدوده وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو می‎تونی بشی تعبیر این رویا

بعدا نوشت:کامنتا شده ۱۶ تا ٬اين مرام ما را کشت!