زيکورات

22 آوریل
نویسنده : زیکی - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

با خودم عهد ننوشته ایی بسته بودم که نذارم اون چیزایی که بر وقف مرادم نیست باعث بشه خودم و زندگیمو بسپرم دست سرنوشت

سرنوشت رو ما خودمون واسه خودمون میسازیم و این علاقه و جهد و پشتکار خودمونه که رو اطرافیانمون در مورد عکس العملشون در مورد ما تاثیر میذاره

دلسردی همونجوری که یه روزی میاد یه روزی هم پاشنه کفشش رو لخ لخ کنان میکشه و میره و اونوقت ما میمونیم و فرصت و عمر از دست رفته

اینکه آدم چشمهاشو باز کنه و اطرافیانش رو خوب ببینه و بشناسه فرصتیه که همیشه سراغ آدم نمیاد, این روزها دیگه معنی لبخند های تصنعی رو خیلی زودتراز قبل کشف میکنم معنی سلام های معنی دار و نگاه های موزیانه. 

اینجا رو اما هنوز دوست دارم با اینکه تو این مدت جای دیگه نوشتم اما صمیمیت اینجا که چند سال از زندگی من توش ثبت شده رو با هیچ چیز دیگه عوض نمیکنم

آدما تغییر میکنن , حالا یا اتفاقی میافته یا کسی رو میبینند یا از کسی دور میشن یا حتی یه کتاب جدید میخونن . فقط کافیه این تغییر به نفع خودشون و در جهت خواسته هاشون باشه بقیه مهم نیست...از دست دادن ها مهم نیست

دوستم...اگر چه که دیر پیدات کردم و زود از دستت دادم...اما دنیایی که تو به من نشون دادی حالا حالاها واسه من راه رفتن داره..مرسی از اون همه صبر و علاقه ,امیدوارم اینجا رو هم بخونی...

 

....من به قصه هات دچارم.