زيکورات

9 آوریل
نویسنده : زیکی - ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٧
 



فکرشو بکن ..نه فقط فکرش رو بکن... تا دم در خونه ابی بری و فقط یه در زدن فاصله باشه تاخودش بیاد و در رو واز کنه .حالا بد شانس ترین سناریو اینه که مهشید(همسرش) بیاد پشت در.اشکال نداره؛ ابی خونه اس ؛آخه ماشینش  اونجا پارکه .
چیکار میکنی؟؟ هان ؟؟ خداییش نمیپری بغلش؛ همچین یه ماچ آبدار ازش بکنی؟؟!! ازش نمیخوای همونجا جلو در یه دهن مثلا - نفس نفس تو سینه ام عطر نفسهای شماست - رو بخونه؟؟؟ یا مثلا - بیا کنارم سرو ناز بیتاب - یا -آسون نشو ای همسفر-

بعد اگه بفرما زد تو چی؟؟؟آخه یکی گفت خیلی با مرامه... فکر کن...چی میشد...


آخ... کاش درش رو میزدم...