اندر احوالات آن که ميبايد تتيتر بنويسد و نه تنها تتيتر؛ که ميترش هم نميايد.

اومديم از خماری عيد در بيايم افتاديم تو نعشگی امتحانهــــا 26.gif

از همينجا؛ از طريق همين رسانه ملی و ضد استکبار که حق مسلم ماست؛ روی همه رفقای موازی و متقارن و باقلوا و توت فرنگی را ميبوسيم که در اين قحطی مصالح نوشتاری و در اين محدوديت امکانات ما را تنها نگذارده؛ دست نوازشی بر ما عرضه فرمودند.

آقا/خانوم :  مخـــــلصــــيم اســـاســــی

مونا خانوم : ما خاطر خواه شديم بد جوری ناجــــــور03.gif يهو فکر نکنی خبر مبريه هـــا؛ نه!! فقط منتظر يه بسته هستم ؛ انگاری ميگن قراره کتاب باشه توش ! نه!؟18.gif

 

آسمان چشم او آئينه کيست

آن که چون آئينه با من رو به رو بود

درد و نفرين درد و نفرين بر سفر باد

سرنوشت اين جدائی دست من بود

 

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
*مرغ---دریایی*

سليـــــــــماومدم بگم اوووووووووووووول حالا شما ديگه ببخش که اين وقت شب مزاحم شديم خدايی قاط زدی اساسی حالا بريم تا کتک نخوردم بعدا خدمت ميرسم

مامي خرگوشه

سلام چه عجب

سجاد

چی میگه؟ :))