10 اکتبر

دریا:دریا منو صدا کن

قهوه: فقط استار باکس

غرور: و تعصب

مدرسه:موشها

دفتر مدیر:لرزشگاه

قورمه سبزی:غذای مورد علاقه آقایون ایرانی در سرتاسر جهان

ریاضی:خوشحالم که دیگه ریختشو نمیبینم

آهنگ:نیناش ناش

ماه رمضون: هر سال دریغ از پارسال

استخر:فوبیا دارم بهش اما دارم رو خودم کار میکنم...

آبگوشت:فقط گوشت کوبیده سردش

روزنامه: عصر آزادگان

کودکی: در رفت

دروغ:دروغ چرا؟گفتم

لیسانس:بهترین مقطع زندگیم

دکترا:به اونایی که فکر میکنن با خوندن دکترا دارن موفق به شکاندن چیز غول میشوند میگوییم زرشک...

فوتبال: استیل آذین و خاندان هدایتی

قانون:کتاب ابن سینا

پرواز:را به خاطر بسپار

اشک:تنها موقعی اشک میریزم که میدونم هیچ راه حل زمینی وجود نداره ؛اونقدر مستاصلم که میدونم دستم به جایی بند نیست اما اگر تو اشک بریزی کنارت میمونم و با تو اشک خواهم ریخت.

ازدواج:به سبک ایرانی...

وبلاگستان:بعد 4 سال هنوز نتونستم باهاش راحت بشم

شب:اکثر اتفاقات مهم همین شب می افته!

عشق: فقط عشق سالهای وبا

هلو:لنکرانی

تحصیلات:فهمیدم که ارزش و انسانیت ادما به اون چیزی بستگی نداره که ما اسمش رو میذاریم تحصیلات

خارج: درسی در حوزه

خواب:حاضرم نصف اوقات فراغتم رو بخوابم

پیتزا: فقط پیتزا سالهای 1930 تو خیابون شیراز که تقریبا 11-10 ساله که بسته

اینترنت:مثل اختراع آتش؛سودمند

مجلس:فرمایشی

سال 88:گلاب به روتون ...ریده

کتاب:گابریل گارسیا مارکز

کلم پلو:نخوردم تا حالا

تقلب:محال یه امتحان رو بدون تقلب تموم کنم حتی اگه لازم نداشته باشم اصلا نمکه امتحانه

ایران:وطنم وطنم وطنم

گوشی موبایل: نوکیا 6600 کوتلتی

مادر:اختلافات شدید عقیدتی فرهنگی اجتماعی تربیتی

جومونگ:ندیدم

فمینیسم:ادعایی بیش نیست

همسر:یا دردسر از فارسی1

لاغری:یک نوع رژیم

جراحی پلاستیک:دماغ سربالای ایرانی ها

تاخیر:همیشه دارم

کلاس:میذاری یه درده نمیذاری یه مرضه!

تهران:اشتباه اونی که پایتختش کرد

آنفولانزای خوکی:اون مرغی بود...این خوکیشونه

رژیم:به صورت اتوماتیک رژیم فعلی ما را لاغر میکند از بس پیاده روی میکنیم

سبز:سبز سبزم ریشه دارم...من درختی استوارم...

/ 3 نظر / 38 بازدید
ادیک (Edick )

ایران.... کابوسیه که هر شب خواب 70 میلیون آدمو آشفته میکنه

مهدی

از متنت لذت بردم! تقریبا ذهنیتهات رو به صورت خلاصه دریافت کردم... بعضی جاهاش رو خوب نفهمیدم مثل همسر یا خارج و هلو که البته زیاد هم عدم فهمشون آزار دهنده نبود ... چون کلیت متن مثل یه نقاشی یا عکس نیمه حرفه ای به نظر می رسید که بعضی بخشهای هویتت بخاطر شاید عدم تنظیم درست لنز یا نور محو به نظر می رسید ! فقط راجع آنفولانزای مرغی و خوکی بگم که هر دوتاشون رو من گرفتم ! با هم خیلی فرق دارن و البته فکر می کنم نوع مرغیش داشت من رو از پا در می آورد ... هرچند خوکی هم دو روزی من رو در حالتی بسیار بد قرار داده بود که هرگز نمی تونم توصیفش کنم!

مهدی

این رو هم دوست دارم اضافه کنم . دوست دارم یه پست به شکل پست تو بنویسم و البته منبع سبک رو هم که وبلاگ شماست حتما در وبلاگم می ذارم.