تو کيستی که من اين گونه بی تو بی تابم

شب از هجوم خيالت نمی برد خوابم

تو چيستی که من از موج هر تبسم تو

بسان قايق سرگشته روی گردابم

چشمهای تو افسانه نيست که تمام خواب و خيالم بود

تقدير من عشق تو شد که هميشه فکر محالم بود

 

چه کيفی ميده ؛ روز جمعه ؛ تو يه کتابخونه خلوت ؛ laptop جلوت ؛ اهنگ دارامبولی spanish گوش ميدی و بغلی کم مونده موهاشو بکنه چون صدای موزيک تو از توی هدفونت داره رو اعصابش salsa  ميرقصه04.gif بلاخره ايرانی؛ چيزی گفتن ! الکی نيست که...

ياران درس و مکتب هم که امروز دارن حالی ميزنن به حولی و معلوم نيست کجا دو در کردن و ما را ميان اين همه در و دافــــــــــــــــــــــــــــــــــ  تک و تنها گذاشتن16.gif

يکی بياد وگرنه من امروز يه کارايی ميکنم  هــــــــــــــــا ؛ گفته باشم 18.gif

 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید