روحت شاد.

ياد اون روزها به خير ٬ صبح جمعه با شما ، ملوّن و عيال و همه اون شخصيتهای دوست داشتنی و کارگردان بزرگی مثل تو که خستگی ناپذير تلاش ميکرد تا خنده رو لب مردم نقش ببنده.

اين اواخر خيلی سختی کشيدی ، همه ميدونيم ٬ زندگی گاهی سخته و بيماری سختتر ، اما عزيز رفتی.

 نوذری هم رفت...

/ 9 نظر / 6 بازدید
*مرغ---دريايی*

خدا بيامرزتش...من که هنوز باورم نشده که رفته،خيلی مرد دوست داشتنی بود!!هميشه صبح جمعه ها با صدای اون بود که از خواب بيدار ميشدم!!! ميرن آدما***از اونا فقط***خاطرهاشون***بجا ميمونه........:((

مونا

خدا رحمتش کنه به مرغ دريايی:تو چطور فارسيت يادت رفته اما اين شعرا هنوز يادت هست؟(چونه خارون)

زيکی

بع...نبودی ببينی سال اول دهن ما رو سرويس ميکرد دقيقا با همين يه بيت شعر٬ بقيه اش رو هم بلد نيست هاا فقط تا همينجاشو ٬ تا ميگفتی فلانی حالت چطوره ؟ميرن ادما جوابت بود ::)) يادش بخير ... نه غلاممممم!! اين اولين باره خودم٬واسه خودم ميکامنتم...خود کامنتی هم عالمی داره هاااا

*مرغ---دريايی*

به زيکی: هااااا آمو،واقعاً خود کامنتی هم عالمی داره،به مامان هم سلامت رو رسوندم مخصوصاً با اون حلوا ها :)) به مونا: من کجا فارسی يادم رفته(شکلک سوت زنون)،امّا اين شعر يکی از شعرهای مورد علاقه منه،مخصوصاً با صدا نجفيان،امّا چند ساله که محروم شدم از شنیدن صداش !!! از سالی که اومدم اينجا،از مامان خواهش ميکنم که اين کاست رو برام بگيره،امّا هميشه جواب منفيه،،،،،،،،اگه اين کاست رو داشته باشم ديگه هيچ وقت بغض نميکنم!!!!دوباره به زيکی: منو ياد گذشته انداختی،ساختمون "E" شبا تا دير وقت درس خوندن،زمزمه کردن اين شعر،شاکی شدن شماها،،،،،،،،،،،،يادش بخير

ali(babaye Alborz

سلام. من نميدونستم شماها (تو و اون دوست مهربونت!!) اينقدر سنتون زياده.... صبح جمعه مال زمان شاه سلطان حسين بود. مگه نه؟

masoud

دو سه روزه که افتاده سر زبونم که بگم:خودت بگو از کی بپرسم...نه همونی که تو فیلم بود...

masoud

ما اینجا عاشق معشوقا رو به هم میرسونیم...اگه هستی بیا جلو...ضمنا اینجا یه سری از دوستان ما تجارت سیمان می کنن.در حد ۶۰ هزار تن و اینا...اگر می خوای شمارشونو بدم بهت

marmar

bazam marefate to ke yadesh kardi....... khoda biamorzadesh

ali(babaye Alborz

سلام.من آپ کردم. ضمنا پست قبليم رو بخون!