15 سپتامبر

 

دیروز فقط یه روز معمولی مثل همه روزها میتونست باشه

اما تقویم چیز دیگه ایی میگه

برای من که بعد این همه سال  ِ این روز رو خونه بودم خیلی فرق نداشت

اما خوانواده کوچیکم

ذوقشون رو نتونستن نشون ندن

ولی کاش مامانم میدونست که من مثل بچه ها چقدر عاشق کادو گرفتنم

عاشق سوپرایز شدن

حتی با کش سر

اینکه به آدم مبلغی میدن با این بهانه که خودت هر چی دوست داری بگیر

خیلی بی مسماست

من هیچوقت اون مبلغ رو نتونستم به اونچه که میخوام تبدیل کنم

کیک رو خودم گرفتم از پوپک تو یوسف آباد  ِ مدتهاست که از اونجا شیرینی میگیریم 

البته بدون شمع ِ فوت کردن سن مال زیر بیست ساله ِ دیگه رفت تا پنجاهمیشو فوت کنم.

تو راه از پسر گلفروش سر چهار راه کردستان یه دسته مریم دود خورده گرفتم نصف قیمت

دختر خاله ام که از بچه گی با هم بزرگ شده بودیم به یه اس-ام-اس اکتفا کرد و خاله ام که زنگ زده بود حال مادرم رو بپرسه فقط سلام رسوند. این دوران نبودن من تو ایران  ِ بد جور دورم کرده از هر چی که داشتم

هدیه پدرم  اما هدیه بود اونم به انتخاب شخص مادرم  ِ هیچوقت مثل زنهای قاجار ِ فکر نکردم طلا بهترین سرمایه یه زن میتونه باشه.

آره دیروز تولدم بود

به همین سادگی و خوشمزه گی

 

 

/ 5 نظر / 4 بازدید
جهانگرد

سلام تولدت مبارک به همین سادگی وخوش مزه گی

mehdi fatemi

در مورد اون سایت .. به نظرم سن سیستم عصبی رو تخمین می زنه ولی به نظرم زیاد دقیق نیست چون سن من رو بیشتر وقتها 55 یا 52 تخمین می زنه ![نیشخند] تولدت هم مبارک

mehdi fatemi

در مورد باور کردن آدمها که باعث کارساز شدن می شه... منظورم اینه که آدمها وقتی همدیگه رو باور کنن اعتمادشون هم نسبت به هم بیشتر می شه و این اعتماد می تونه در یادگرفتن از اونها یا استفاده از تجربیاتشون به ما کمک کنه... یا برعکس می تونه باعث بالا رفتن دقت و تمرکز بیشتر در ما بشه.. که اگه اشتباهی از ما سر بزنه... دیگران وجود دارن ، شعور دارن و می فهمن و حقوقشون رو از ما مطالبه می کنن...این هم می تونه باعث کارسازی در ما بشه

نازلی

تولدت رو اینجا هم تبریک میگم هانی ببخشید اگه باز هم نشد روز تولدت تبریک بگم...این روزا به شدت حال و هوام ابری ه ! باورت میشه اون روز دوشنبه که گوشه خیابون دنبال تی تاپ میگشتیم توی کیف بزرگ من و میخندیدیم جزو به ندرت خنده های این مدتم بود‌؟! آره همینطوره... این هم شد خاطره که روز تولدت گوشه خیابون وایستادیم و کیک و آب میوه خوردیم[نیشخند] من باید یه خاکی تو سر این حافظه ام بکنم که قبلا هیچی یادش نمیموند حالا که بدتر از قبل...با این اوضاع که کله ام پر از فکر و خیاله خلاصه که باز هم مبارک [ماچ] کادوت هم همچنان محفوظه [بغل] فقط یه وقت بدید خدمتتون برسیم [تعجب]

رونیکا

با 4 روز تاخیر تولدت رو تبریک می گم کاش بدونی دلم چی می خواد زیکی دلم می خواد تولد امسالم بیاد و بره و هیچکی نفهمه دعا کن اینطور بشه.. برات بهترین ها رو آرزو دارم [بغل] تا کی ایرانی؟