۳۰ دسامبر

نفهميدم که کی

خلوت تنهائيم را

حادثه حضور تو 

از من دزديد.

/ 8 نظر / 11 بازدید
مرغ دريايی

هاااای هانیميبينم که تو هم مثل من شل شدیواااای من از کمر درد و دست درد رو به قبله ميباشم ۱۰۰ بار بهت گفتم قبل از اين کارا بايد يه سری حرکات نرمشی انجام بديم حالا يه کاری کن فردا شب رو بريم بيرون...البته من خودم هم هنوز مطمئن نيستم که بيام يا نه حالا ببينيم تا فردا چی ميشه من هر بار که آپ کنی بايد جداگونه پينگت کنم الان هم ميرم پينگت ميکنم اون سايتی هم که پينگ ميکنه اينه http://pinger.blogard.com/ فقط کافيه آدرس وبلاگ و عنوان رو بنويسی و اون تيک ها رو بزنی و بعد بزنی ارسال پينگ همين اونوقت اين جلو و عقب شما هم از اون شاخه گلا ميادفقط ديگه خسارتش پای خودت

مرغ دريايی

گرفتی که جريان رو ؟ بعدش هم اينکه باز زدی تو کار شعر و شاعری ! نکنه عاشُق شدی(ش به ضم )؟؟؟

رونيكا

سلام چه عجب جنابالو پينگ شدی خدا دوستای نازلی روواسش نگه داره

سجاد

ميگم حالا دزيديد ديگه پس نياورد؟ نوشتنت هم ربط به تنهاييت داره که ديگه نمی نويسی؟اگه ربط داره بگو يه فکری به حالت بکنيم...يه پرونده ای چيزی تشکيل بديم بلکه سارق دستگير شد و اجناس مسروقه به صاحبش باز گردانده شد و صاحبش بالاخره يه چيزی نوشت :ي

سجاد

اموال مسروقه توسط پليس شهيد پرور كشف و ضبط نشدن؟ :-؟

رونيکا

ولنتاين مبارک http://ronika.persiangig.com/other/Ronika/Valentine/4.gif

سجاد

نمي خواي بياي بنويسي؟ بازم رفتي حاجي حاجي مكه؟