28 فوریه

 

میخواهم امسال سبزه عدس بذارم؛ به عبارت دیگر امسال برای اولین باردر عمرم میخواهم سبزه سبز کنم... مادرم هیچوقت سبزه ؛سبز نکرد و من احساس کمبود شدید در این زمینه دارم وعقده سبز کردن مرا مدتهاست که رنج میدهد؛ میخواهم امسال عید که میبینمش سبزه را بدهم به دستش حتما؛ تا شاهدی باشد خلاف این حرفهای آخرش که من دارم هویتم را گم میکنم.هویتم این روزها در یک سبزه خلاصه شده است.امیدوارم بتوانم سبزه ام را سوار هواپیما کنم.

/ 3 نظر / 2 بازدید
النا

سلام. خوبی چطوری؟ مطلبت خیلی باحاله. منم با یه مطلب توپ آپیدم. دوست دارم بیای و نظرتو راجع بهش بهم بدی! بیا باشه؟؟[پلک] من منتظرما!!!

مهدی

خوبه با این چیزا خودت رو سرحال نگه می داری ... تو خونه از این چیزا خیری نیست .. یعنی امسال اصلا حسش نیست... ولی یادآوری خوبی بود ما هم باید به فکر باشیم از حالا... سبزه بلند باشه می شه کوتاه کرد ولی کوتاه باشه دیگه نمی شه کاریش کرد... خوبه ما ایرانیا هویتمون با یه سفر یا تند باد یا سختی تو زندگی مثل سیبیلمون کنده می شه و با یه سبزه در بهار مثل ریش و سیبیل دوباره از زیر پوستمون می زنه بیرون...

مهدی

می گم ! چرا پست اخرت اینطوری شده ؟ در مورد دانلود منیجر ... من هم از دانلود منیجر استفاده می کنم . ولی فکر نکنم بشه سایتهای رپیدشیر رو بعد از دیس کانکت شدن از ادامه اش دانلود کرد ..چون هربار که به این سایتها متصل می شی مورد شناسایی قرار می گیری و در صورت تکراری بودن یوزر... بهت به راحتی اجازه اتصال مجدد نمی دن و مثلا می گن 30 ثانیه 14 دقیقه منتظر بمانید تا اتصال برای دانلود مجدد و ... در مورد کتاب پائولوکولیو هم من قدیما همه کتابهاش رو می خوندم از جمله راه اسمان که در اون در مورد ساخت قدرت و افرینش نیروهای درونی صحبت می کرد... اما ایده خارج کردن خشمها از وجودم بیشتر یه ارزو بود ... ارزو کردم کاش چنین اتفاقی به راحتی اتفاق می افتاد.. و اون سگ سفید هم مشخصه همون سگیه که من از بچگی ارزوی داشتنش رو داشتم و فکر می کردم اگه داشته باشمش همیشه می تونستم باهاش سرگرم بشم و هر جایی بدون ترس باهاش برم