تو شبستون چشمهات

پای پله های پلکت

مچ مهتاب رو ميگيرم

اون دمی که گرگ و ميشه

با يه گله شقايق

پيش پای تو ميميرم

من تو رو به خاطراتم

وصله ميزنم

ميدوزم

من به هر رعد نگاهت

قر ميگيرم و ميسوزم

اگه روز رو خواسته باشی

شب رو تا تهش مينوشم

ميزنم به آب و آتيش

با خود خورشيد ميجوشم

زخم خورشيدی شب رو

با شب و شبنم ميبندم

اگه مقتول تو باشم

دم جون دادن ميخندم

تو با اين نگاه ياغی

قرق سينه مائی

فاتح قلعه رويا

کی به فتح ما ميايی؟

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nazli

آهــــــــــــــــــان يه چيز ديگه :)) گفتی قر ياد غر افتادم (نميدونم املاش درسته يا نه من منظورم از اون ورزشای کمر همراه با موسيقی بيد ) برم دنبال يه کلاس رقص که چند روز ديگه آبروم نره :)))

*مرغ---دريايی*

های هوی هانی :)) ( اين ديگه انده سلام کردنه) شعر زيبايی بيد...هر وقت فتحتون کردن يه سوت بزن ما هم شيرينی بخوريم :)) من هم گير دادم به شيرينی...ميگم ساعن کامنت رو نگاه :( ساعت ۴ صبحه چه خفتی ميده به ما اين اينداستريال

سجاد

من شما رو می کشم!!!!!

سجاد

از بس که با این نازلی بد تا می کنین تو اون مملکت غریب.اون بیچاره کی رو داره مگه اونجا به جز داداشش و خواهرش و دوستاشو شما و همسایه ها و ... :دی

*مرغ---دريايی*

سجــــــــــــــــــــاد :)) خودت رو مسخره کن :)) خدا بگم چيکارت نکنه با اين کامنتت... حالاديگه سر اينکه کی تنهاست با من کل کل ميکنی ... زورت به من نرسيد اومدی سراغ زيکی :)) مراقب باش که زيکی هم زورش زياده هااااااااااااااااا

هیچ کس

خوبی ؟؟؟ کجايی؟؟ دماغت چاقه؟

مرجان. خ.ن

خوشگله اين شعر از کيه؟ عشق است بابا... :* دمت گرم D:

*مرغ---دریایی*

به جای دنبال شکم بودن آپ کن ببينم چه خبره اونورررررررررررر :)) نه اينکه من خيلی دورم ازت