السلام و عليک يا حبيبات (شرمنده ٬ اقايون مجلس خودشونو اينجا قاطی مرغها کنن که ما يادمون رفته علامت جمع مذکر در زبان دوست و برادر عربی چگونه بوده! کشور دوست و برادر بورکينا فاسو که يادتون هست!!)

اطلاعيه اطلاعيه:                          

قابل توجه هموطنان مقيم مملکت گل و بلبل:

همانطور که ميدانيد در راستای نيل به اهداف گوهر بار مستر ا.ن (ميدونيد که همون احمدی ن...) که ميخواست پول نفت را بگذارد سر سفره من و شما تا کمی کيفور شويم ، که اونم تا حالا مثل چی مونده توش ...اول خيلی چيزها خراب شد که چون به ما اسيبی وارد نگرديد ، ککمان هم نگزيد(ميدونيد که٬سيستم همينه) اما حالا اتفاقاتی رخ داده که ما شديدا احساس به مخاطره افتادن ميکنيم و در اين راستا گفتيم بدک نيست با شما دوستان موافق و متقارن(بابا متقارن!!) در ميان بگذاريم شايد فرجی شد و دست حق اينبار از استين شما متقارنها  بيرون امد.

القصه  :٬زمانی سيب زمينی و زمانی لوبيا ناياب شد٬گذارديم به حساب تغيير سبد خريد ملت گل و بلبل٬  قسمی اهن(تير اهن هااا) ناياب شد ٬ کفمان بريد که جلل الخالق ملت جای سقز ، تير اهن می جوند؟؟

الخلاصه : و اتفاقی که هم اکنون ما را به لرزه وا داشته ٬قحطی سيمان است٬اری سيمان،مساله اين است ٬بودن يا نبودن سيمان!! به طوری که قيمت هر کيسه سيمان از ۲۴۰-۲۵۰ تومان به ۱۰۰۰ تومان رسيده است٬البته در بازار سياه (بازار سياه يا بازار افغانی يعنی اینکه افغانی بپای ساختمون از سيمانهايی که صاحب کار ننه مرده با بد بختی جم کرده تو اين قحطی، دو در ميکه و دو ،سه کيسه رو با چند برابر قيمت به صاحب کار ديگری که کارش لنگه اون دو ٬سه کيسه هست ميفروشه و يه قلپ اب هم روش...)

المطالبه :کار ما لنگه يکی دوتا نيست  ...

به ۵۰۰ کيسه سيمان سفيد(ترجيحا درجه يک) نيازمنديم ٬ تحويل در محل ٬ نقد.

 

 

/ 5 نظر / 2 بازدید
صبورا

سلام.خوبين شما؟ اي بابا .....چقده شما از پشت شيشه به قضيه نيگا ميكنين......

فر-ایزدی

سلام. بيا اينجا من برات کتلت بپزم.تازه خودتونم ميتونيد يه آستينی بالا کنيد ها!نه؟

*مرغ---دريايی*

يو اشته کيوانوک :)))نجسن؟ آمو فعلاً اين صورتيه رو داشته باش تا بعداً خدمتتون برسيم..فقط يه نيگاه به ساعت کامنت هم بنداز(البته يادت نره بکشی عقب!!!ساعت رو عرض ميکنم :)) )صدای زيبای منو از بوداپست،خونه تميز ما ميشنويد ،ساعت ۳:۳۲ بامداد است...(يادش بخير راديو های ايرانی )..ميگم زيکی بيکی من فردا دانشگاه بيلميرم(تقصير خودته که بهم ترکی ياد نميدی،لغت کم آوردم )ببينم چيکار ميکنی هااا،من بايد برم پيشباز و اينا...چوخ ممنون(الکی گفتم که بگم بلدم)...خوابم مياد ،من بعداً ميام نشونت ميدم(حضور صورتی رو عرض کردم)...زت چوق؟چوخ؟چوغ؟(آخر نفهميدم اين چيه!!!)

ali(babaye Alborz

سلام بر دوست سيمان باز! ميگما سيمان ميخوای چيکار؟ با آبدوغ رديفش کن... ضمنا شما اگر (ا) رو با shift نيگرداری ٬ ا با کلاه (آ) مياد بيرون!! اونوقت ديگه آهن رو نمينويسی اهن!! يا آستين رو نمينويسی استين. خب؟ باشه؟ ضمنا بيا که رفيقت داره ميفروشتت.... مثل بچه آدم خودت بيا بگو جريان چيه... باشه؟ به نفعته که به جای سيمان و سقز و نخود لوبيا ٬ بيای و بگی تيریپ چيه... خالا از ما گفتن بود......

masoud

سلام.آقا اين عاشق دلشيفته رو به معشوقش رسونديم.همايون دستاش راه افتاده استاد.ضمنا اگر جدی سيمان می خوای شايد بتونم يکاری کنم برات/