اينجانب ؛ زيکی(مظلوم عليه) در چنين روز مقدسی اذعان ميدارم که به زور نيزه و شمشير و دشنه دارم می آپم .

ما ديشب سر زندگی خود بوديم و با اهل وعيال سر سفره و اين حقير در حال کوبانيدن گوشت آبگوشت ؛ که ندا در دادند که ای ياران و موافقان برخيزيد که وقت اجابت فريضه سينماست؛که مونيخ را هر که نبيند در اين ماه مظلوم: همانا تنفس برايش حرام است و هيچ فرقی با ارجاع پرونده هسته ای به شورای امنيت ندارد. ما هم از خود جنبشی در داديم و در رکاب دوستان شديم ؛ بماند که فيلم چون از آستين استکبار مطلق ؛مفسد فی الارض استيون اسپيلبرگ بيرون امده بود؛ و صحنه هايی پيش می امد که ما حس می کرديم بايد برويم پائين و بند کفشمان را ببنديم و بغل دستی ما يکی از عناصر ذکور جامعه بود و بماند که به ما چه استرسی حاصل امد از بهر ايشان...

و چون فيلم آغشته به خون مظلوميت مسلمانان فلسطينی بود ؛ به جای نرمال دو ساعت( حالا يه کم اين ور اون ور) سه ساعت ما را مدهوش استعداد تروريستی برادران کرد.

همه مست و خرامان؛ با انبوهی از پيامهای {چگونه او را سلاخی کنم؟} از در سينما بيرون جهيديم و چون پاسی از ۱۰:۳۰  شب گذشته بود و اين سينمای ملعمون و منفور و تروريست و نژاد پرست در فاصله اون سر دنيا از منزلگه ما بود و انواع وسائل نقليه چون خود فروخته بودند و می رفتند که لا لا کنند؛ ما به دعوت تنها عنصر هميشه به فکرمان لبيک گفته و شب را در جوار آن مطهر به صبح رسانيديم .حالا بماند که چه ظلمی به ما روا شد از بهر تقسيم اراضی در رختخواب و ما به کرانه باختری نوار غزه کوچانيده شديم؛ بدون هيچ امکانات رفاهی.

اما از تاثيرات آن فيلم همان بس که الان چنانچه ما اين خزئبلات را از خود در نمی کرديم؛ مرهون عمليات انحطاری گروهک های وابسته به جنبش کلّتو ميکنم ؛ ميشديم.

بعدا نوشت: از سوتی های شب امتحانی همين بس که جای فيلم و کتاب با هم عوض ميشه ، اشکال نداره ٬ ما تا بيايم خودمونو برسونيم به کتابه ( روی ماه خداوند را ببوس ) فيلمش ميرسه.04.gif

/ 6 نظر / 5 بازدید
علي (باباي البرز)

الو... صدای ما رو داری؟ درست تموم داره ميشه و از الان داری کلاس تحصيلات ميذاری؟ اوکی! پيليز رايت ان د بلک بورد!!! اوکی؟ تنک يو!!!!

*مرغ---دريايی*

خوووووووووووووب الان نيستی :) تازه تشريف بردين،حالا ميتونم درست و حسابی برم سر اصل مطلب...چه مظلوم نمايی هم ميکنه،من کمربند هم ندارم چه برسه به شمشير و نيزه (ديگه ربطش رو خودت پيدا کن )..ببين ميخوام از همون اول بهت گير بدم :)) حاضری،،،آ باريکلا دختر خوف...اول از همه زود تند سريع بگو ببينم اين اهل و عيال کی باشند؟؟؟آبگوشت :O اون هم تنها تنها،دمت گرم ديگه،هوو سرم که ميآری هيــــــــــچ،باهاش آبگوشت هم ميخوری؟؟ببين،،از خودت جنبش در دادی يعنی حرکات موزون ديگه آره؟ای قرتی :)) من که ميشناسمت....فکر کن(با همون لهجه من بخونا) اگه حرف من رو گوش نميدادی و نميامدی پيشم بشينی(تو سينما) اون وقت هر دو در کنار اون عنصر مذکر بوديم و هر دو بايد بند کفش ميبستيم:)) اما خودش هم يه ذره خجالت کشيد بچم :) ديدی آخر فيلم ميگفت "تقصير اونهايی شد که ميگفتند اين فيلم خوبه" ميخواستم بگم حالا شما خودش رو ناراحت نکن ...من هم که يه فيلتر پيشم نشسته بود،هی بهم ميگفت نگاه نکن :)) چشمات رو ببند :))

*مرغ---دريايی*

ای من فدای اون تنها عنصر برم*: ،ای قربونش برم که چقدر مهربونه ،فرشته ست به خدا :)) يه وقت فکر نکنی که دارم طرفش رو ميگيرم هااااا ،نه بابا!!! ميگم حالا در جوار آن مطهر خوش گذشت :)) بابا خوب من چيکار کنم،بد عادت شدم از بس تهنا لالا کردم حد و مرز يادم رفته،قبلاً يايا که فيشم(منظور همان پيشم) بيد درست بيدم،ديگه نبود امکاناته ديگه :)) چه کنيم....های های های... ببين شانس آوردی آپ کردی وگرنه...وگرنه،،،خوب آپ نميکردی ،بابا الان همه فکر ميکنند که من چه ديو دو سری هستم،نميدونند که ديو يه سرم :))

سجاد

میگم شما با نازلی نمیرین دوبی؟

هيچ کس

سلام .... پس شب بيادمونديی رو گذرونديد . ما که خودمون انگار يه جورايی تروريستيم . البته اينطور ميگن.

مامی خرگوشه

سلام زيکی خيلی باحال بيد خوشحال وشم قدم به خانه من نيز بگذاری و مرا شرمنده وجود خويش سازی چی گفتم؟؟(چشمک)با من دوست وشی؟؟؟؟ با من دوست ميشی؟